حالتون خوبه؟سلامتید؟خوبید؟خوشید؟به من چه![]()
خوب اینبار نوبت منه که آپ کنم.چی؟نشناختید منو؟
بابا منم مجید لشلی![]()
اومدم واستون ماجرای امروزم رو بنویسم
حالا حتما میگید چی شده؟خوب بخونید تا متوجه بشید![]()
والا ماجرا از اونجایی آغاز شد که دیروز دوس دختر ما زنگ زد و گفت فردا پایه ای بریم بیرون
منم گفتم باید ببینم پادگانم یا نه؟((واسش کلاس گذاشتم
))خلاصه ما رفتیم پادگان ومیخواستیم زنگ بزنیم تازه یادم افتاد کارت تلفن ندارم
رفتیم از یکی از بچه ها یه کارت گرفتم دیدم زکی گول خوردم کارته اعتبار نداشت
خلاصه یکی از بچه ها همون موقع اومد و با کارت اون تماس گرفتم و گفتم امروز میام خونه
گفت ساعت چند؟گفتم ساعت ده و نیم و یازده.
قرار شد تا رسیدم خونه یه زنگ بهش بزنم
خلاصه چی میخوای بگی؟مارو ساعت یازده و نیم تازه ولمون کردن
حالا مشکل وسیله داشتیم
خدا رو شکر اون روزهایی که منشی بودیم و مرخصی رفتن بچه ها دست من بود واسه یکیشون خیلی دوندگی کردم منو تا یک جایی رسوند
آخر سر هم رید به ما گفت فقط به خاطر اون روز بود که دنبال مرخصیم دویدی![]()
و ساعت ۱۲:۱۵دقیقه رسیدم خونه
دویدم تو اطاقم با پوتینام دیدم گوشی داره زنگ میزنه.خودش بود
گفت بابا من ساعت ده و نیم تا حالا اینجا معطل تو وایسادم
مسخره کردی منو؟گفتم وایسا که اومدم و رفتم صورتم رو زدم و رفتم سر قرار![]()
خلاصه یه ربع بعدش رسیدم
حالا بیا و دنبالش بگرد
اون رفته بود اونور آب نشسته بود من اشتباهی این ور آب بودم کلی آدرس مادرس دادیم تا همدیگرو پیدا کردیم و همدیگرو دیدیم
بهش گفتم من فعلا هیچی حالیم نیست باید برم دستشویی
زده تو چشام
آقا رفتیم دستشویی و اومدیم بیرون انگار دنیارو دادن بهم و تازه متولد شدم از ننم
دیدم رفت یه گوشه رو چمنها نشست گفتم پاشو بریم یه جای دیگه.دیدم گفت ببین این دختررو تنهاست
دیدم یه دختره اونورتر از ما نشسته. دختره خندید و سرش رو انداخت پایین.گفتم بیا بریم تا اینم یکی رو واسه خودش پیدا کنه![]()
بلند شدیم که بریم دیدم داره با دختره بای بای میکنه
گفتم خدایا شفاش بده
دختره هم دنبال ما راه افتاد اومد![]()
دیدم نیلوفر سرش رو برگردوند و بهش خندید اون هم خندید
حالا نگو این دختر خالش بوده و به من نگفته بود دیوونه
آقا اونم اومد و سلام و احوال پرسی کرد.گفتم خوب بیا بریم یه جا بتمرگیم اگه دلت میخواد.رفتیم نشستیم که نیلو گفت من گشنمه.گفتم والا منم تو پادگان چیزی نخوردم منم گشنمه
بلند شو بریم ساندویچ بخریم
گفت برو بریم عزیزم![]()
۳تا مرد نشسته بودن اون طرفتر ما که مرده به من گفت از اونور نرو ببین دارن میان.گفتم کی داره میاد؟
دیدم یا قمر بنی هاشم
فروختنمون
مامورا داشتن میومدن
یه پلیس بود و دوتا سرباز![]()
گفتم اوه اوه اوه چی بگیم حالا؟گفت نمیدونم؟
منو میگید؟نه که ترسیده باشما یکم دلهره داشتم
منو ترس؟یه چیزایی میگیدا
نیلوفر رو میگید کم مونده بود خودش رو خیس کنه
دختر خالش که سکته کرد آمبولانس اومد بردش
ماموره گفت پسر بیا اینجا مینم
حالا طرف هم درجه دار بد دیگه فکر کردم تو پادگانم اومدم بگم چشم قربان و چون کلاه رو سرم بود میخواستم بهش احترام بذارم
به نیلوفر و دختر خالش هم گفت برید اونور.
ماموره پرسید اینا چه نسبتی باهات دارن؟منم پرو گفتم:هیچ نسبتی باهم نداریم![]()
گفت تو همینجا وایسا و رفت پهلوی نیلوفر و بهش گفت کیت میشه؟گفت پسر خالمه![]()
منو میگید خندم گرفته بود ولی به روم نیووردم.دیدم مرده گفت بیا اینجا ببینم
این کیت میشه؟نیلوفر یه جوری بهم فهموند که بگم پسر خالشم.گفتم هیشکی
بیچاره حسابی ترسیده بود
((حالا نیس خودم نترسیده بودم
))
ماموره گفت پس پسر خاله دختر خاله اید؟
حالا معلوم میشه.جیباش رو بگرد
من رو به سربازه کردم و گفتم بابا منم مثل خودت سربازم
بگو کاریمون نداشته باشه.دیدم انگار دارم با گاو حرف میزنم
اصلا انگار نه انگار
شروع کرد به گشتن
گفتم یا امام زمون اگه تو گوشی رو بگرده که هیچی میکشنم
نه اینکه فکر کنید چیز بدی توش باشه ها
نه اونا بد میدونن
آقا ما هم از شانس خوبمون اون یکی گوشیم یعنی W700دنبالم بود
زود دست کردم تو جیبم و رم گوشی رو در آووردم و انداختم تو جیبم و گوشی رو بهش دادم.سربازه عوضی داشت از روی شلوار جیبم رو میگشت که رسید به مموری.گفت این چیه؟گفتم آدامسه
تا روش رو اونور کرد منم خیلی سریع مموری رو از جیبم در آووردم و انداختم تو شرتم
بعد گفت راه بیوفتید ببینم
منم هنوز دوتا قدم برنداشته بودم مموری از شورتم افتاد بیرون![]()
گفتم ای بخشکی شانس
۲۰ هزار تومن خریده بودم رمم رو
با حقوق سربازیم خریده بودم
راسته میکن نون سپاه خوردن نداره ها![]()
آقا مارو بردن طرف ماشین و ماموره گفت حالا میبرمتون اداره مفاسد تا زنگ بزنم به ماماناتون و بیان.خاله ها چند وقته همدیگرو ندیدن دلشون واسه هم تنگ شده
گفتم جناب سروان حالا نمیشه این دفعه رو ببخشیدمون
((حالا مردتیکه عوضی یه پلیس ریقو بیشتر نبوداکشکی بهش میگفتم جناب سروان
.اون سربازه که بقلش بود درجش بیشتر بود
آخه مدرکش فوق دیپلم بود و سرباز درجه دار))گفت حرف نزن ببینم.گفتم بابا من سربازم
گفت سرباز کجایی؟گفتم تیپ یک ثارا...گفت به به به
به حفاظت اونجا هم میگم تا پدرت رو در بیارن
گفتم بیا دیدی چه گهی خوردم گفتم کجا خدمت میکنم؟
بابا اصلا من سرباز نیستم
بسیجی ام
تازه سربازه گیر داده بود سرباز فراری هستم
آخه صورتم رو هم تیغ زده بودم در صورتیکه تیغ زدن تو سپاه جرم محصوب میشه![]()
بعد به نیلوفر گفت چرا دروغ گفتی؟
نیلوفر:من؟من کی دروغ گفتم؟![]()
![]()
ماموره:مگه نگفتی پسر خالمه؟
نیلوفر:نه من اینو گفتم
((اون دختره که دنبالش بود رو میگفت
))
ماموره:پس چرا تا بهت گفتم این پسره کیت میشه گفتی پسر خالمه؟مردتیکه سیرش شده بود![]()
نیلوفر:خوب هول شدم![]()
گفت بیاییید بریم ببینم
یه دفعه دختر خاله نیلوفر زبونش باز شد و گفت:خوب چرا انقدر اذیت میکنید که این مسائل پیش بیاد![]()
یهو ماموره اومد طرفش و گفت:خفه شو زر نزن
دختره پرو.ولتون کنن که هرکاری میخواید بکنید؟![]()
گفتم الآنه که بزنتش
اگه میزد منکه نگاه میکردم فقط![]()
بعد بهش گفت تو اصلا مامانت میدونه با اینا اومدی بیرون؟گفت نه نمیدونه
گفت همین دیگه.بعد به نیلوفر گفت خونتون کجاست؟گفت شاهین شهر
سربازه به دخترخاله نیلو گفت مگه تو نگفتی خونتون شاهین شهره؟ گفت نه بابا ما خونمون ملک شهره
سربازه گفت ما آخر نفهمیدیم خونه کدومتون شاهین شهره![]()
بعد گفتم بابا جناب سروان خداوکیلی این دفعه رو گذشت کنید
نمیدونم چی شد دلش واسمون سوخت یا چیز دیگه ای بود به نیلو و دختر خالش گفت شماها برید![]()
منم گفتم خوب به خیر گذشت خدایا شکرت![]()
دیدم گفت اینو بیاریدش تو ماشین تا ببریمش ادبش کنیم
گفتم چی فکر میکردیم و چی شد
گفتم جناب سروان حالا نمیشه کوتاه بیایید؟
دیدم عوضی دست انداخت تو پیرهنم و یقم رو گرفت کشید و گفت بیا ببینم
به جون ابوالفضل همونجا بود که میخواستم لانچیکو رو در بیارم و بزنم لت و پارش کنم
ولی از شانس بدم لانچیکو رو یادم رفته بود بیارم
منم تو مرامم نیست کسی رو دست خالی بزنم![]()
آقا مارو انداختن بالای ماشین و راه افتاد.دیدم گفت خوب بذار بینم تصویری چی تو گوشیت داری؟![]()
گفتم جناب سروان گوشی مال داداشمه
یهو اون سربازه گفت خوب بعدا هم داداشت میاد جواب میده که اینا چیه توش.
منم تو دلم گفتم بدبختا الآن جفتتون ضایع میشید
خاک تو سرتون کنن مموری توش نیست
آقا یه سرباز چلغوز هم بقل من بود سرش رو زود برد جلو ببینه چی توشه که اونم ببینه
پیدا بود از اون ندید بدیدهای دهاتیه که تا حالا چیزی ندیده
فکر کرد ما کیلیپ مستهجن تو گوشیمون داریم
نمیدونست ما رو مموریمون همش روضه هست
ایوالفضل تو گوشی منو دیدی بهشون بگو چی تو گوشیمه
یه آهنگ جدید بلوتوث کرده بودم ادای رفسنجانی رو در می آووردن آهنگ میای از این ورا گذری رو با صدای رفسنجانی![]()
آقا پلیسه هرچی میرفت جلو میدید تو پوشه ها هیچی نیست
گفت پس کجاست؟گفتم بابا مال داداشمه گوشی مال خودم که نیست
داد به سرباز درجه داره گفت ببین کجاست کیلیپاش؟اونم گشت گفت مموری توش نیست که
گفت مموریش کو؟گفتم والا نمیدونم گوشی مال من نیست
بعد سربازه از سوز ک.و.ن.ش گفت E E E E ببین چی انداخته بک گراند گوشیش
((یه عکس از STACY KEIBLER یکی از کشتی کج گیر های زن آمریکایی بود
))داد ماموره هم دید و گفت ببین چی انداخته رو گوشیش
ولی کفشون بریده بودا
سربازه واسه اینکه بیشتر عکس رو ببینه هی الکی میرفت پوشه ها رو میگشت![]()
گفت خوب کجا با هم آشنا شدید؟گفتم چی بگم که شاکی نشه؟
گفتم تو اینترنت
گفت اون دختره کی بود دنبالش؟فراری بود؟
گفتم نمیدونم والا ندیده بودمش تا حالا((تنها جمله ای که راست گفتم همین بود
))
ماموره به سربازه گفت بزن کنار
گفت این دفعه رو کاریت ندارم چونکه سربازی
((تو دلم گفتم آره جون خودت بدبخت منکه میدونم ازم ترسیدی
))گفت میری و پشت سرت رو هم نگاه نمیکنی.اگه یه بار دیگه تو این منطقه ببینمت با یه دختر بلایی به سرت میارم که...پریدم تو حرفش و گفتم هیچ گهی نمیتونی بخوری
بعد گفتم این علامت مخصوص حاکم بزرگ مجید لشلیه احترام بگذارید
ماموره گفت خفه شو گمشو پایین
آقا موبایلمون رو داد و گفت برو ببینم![]()
منم دویدم پایین و تا دیدم که رفت یه زنگ زدم به نیلوفر
گفت کجایی تو؟گفتم بابا تا فهمید من کی هستم ترسید و ولم کرد
گفتم نیلو جون بدو برو همونجا که گرفتنمون و بگرد دنبال مموریم
گفت باشه و گوشی رو قطع کردم.یه مقدار که راه رفتم گفتم بذار ببینم تو پاچه شلوارم نیست؟
آخه شلوارم رو کوتاه کردم پاچه هاش رو گذاشته تو واسم((فابریکی کوتاه کرده
))زدم بالا دیدم بــــــــــــــلــــــــــــــــــــــــــه تو پاچه شلوارمه
همون موقع هم چلوندمش تو گوشیم
زنگ زدم گفتم نمیخواد بگردی پیدا شد![]()
گفت خوب حالا کجا همدیگه رو ببینیم؟
گفتم برو میدون انقلاب منم الآن میام اونجا
آقا تاکسی سوار شدیم و رفتیم دوباره سر قرار
چیکار کنیم ترک عادت مرضه
دیدم نشسته توی یه بستنی فروشی نشستیم به خوردن
دختر خالش گفت در به در من
دیدی چقدر فوش به من داد؟
تو دلم گفتم حقت بود تا تو باشی بلبل زبونی نکنی
یه نیم ساعتی با هم بودیم و از هم جدا شدیم![]()
واقعا که عجب مملکتی داریم ما
بعضیا میرن تو پارکها از این کارها میکنن![]()

اونوقت میان گیر میدن به ما بیچاره ها
منم این عکس رو تقدیم میکنم به مهم این مامورا![]()

انشاالله که روزی مملکتمون از این زالوها پاک بشه![]()
خوب حالا نوبتی هم که باشه نوبت مصاحبه شهرزاده که ابوالفضل عزیز زحمتش رو کشیده![]()
برترین مصاحبه از بین این ۴ مصاحبه کدام بوده ؟همگی رای بدید ...
>مصاحبه مجید لشلی <
>مصاحبه سیاوش (ریش سفید سایت)<
>مصاحبه معین مددی <
>مصاحبه دخترابادانی (شهرزاد )<
سری قبل از بین مصاحبه": پگاه ملوسک "امیر ارین " فربد " و سارا خانم" ...
مصاحبه فربد بیشترین رای رو اورد و اول شد ...
حالا ببینیم این سری کی اول میشه . فقط یک رای میتونید بدین ..از بین این ۴ مصاحبه کدام مصاحبه برتر بوده ...بعد از اتمام مصاحبه ها واسه افراد برتر برنامه ویژه ای دارم !!
در سری سوم مصاحبه ها هم که بزودی انجام میشه ..وعده بتون میدم که خودم هم مصاحبه میکنم 
مصاحبه با شهرزاد ابادانی دختری خونگرم از جنوب کشور !! دختر دوست داشتنی وب ..
از لابه لای مصاحبه با شهرزاد .....
چند نفر يه فکر بد راجبه من مي کردن..فکر مي کردن حالا چون من با همایون شوخي ميکنم....دختر بدی هستم !!!
حرفهای سیاوش به مذاقه خیلی ها خوش نیومد ...بله چون حقیقت همیشه تلخه !!
خودم قبول داشتم که حق اصغر بود فعالترین عضو بشه. بچه ها يکم زيادي هواي منوداشتن!
همایون بهم اعتماد کردمن خيلي چيزا از بچه هاي ديگه هم مي دونم ولي به خودم اجازه نمي دم به بقيه بگم!!همه يه جورايي از همايون مي ترسن .ولی من نه !!!
این طرح شون زورکی نمیشه که!!! این قانون میشه مثل گرگي که لباسه بره پوشيده...
اولين بار خودم جریان سماء رو به معين گفتم !!!
هنوز عاشق نشدم دوست پسر و اين حرفا مسخره بازيه آدم بايد فکر آيندش باشه
نه يه روز با اين دوست باشه يه روز با اون!!!
خيلي زشته کسي بياد بگه من خوشگلم من حتي اليزابت تيلور هم باشم نمي گم خوشگلم
چون خودپرستيه
در حاشیه مصاحبه
abolfazlbatista:خوب شهرزاد اماده اي؟ اول اب حلقتو قورت بده
zire_gel_bereh_harchi_pesar: بله. سخت نپرسيا
abolfazlbatista: نه مگه امپوله که ميترسي
zire_gel_bereh_harchi_pesar: 
zire_gel_bereh_harchi_pesar: مي دونم ترفندت چيه
zire_gel_bereh_harchi_pesar: حرفاي خودتو بعدا" سانسور مي کني حرفاي منه بيچاره رو مي زاري
zire_gel_bereh_harchi_pesar: کور خوندي ابوال
zire_gel_bereh_harchi_pesar: 
abolfazlbatista: کدوم حرف
؟راسی باید به همایون بگم حتما اپ رو بخونه
zire_gel_bereh_harchi_pesar: بزار بره اون با اون عينکش
zire_gel_bereh_harchi_pesar: 
abolfazlbatista: اينو ميزارم تو مصاحبه
zire_gel_bereh_harchi_pesar: naaaaaaaaa
abolfazlbatista: تو قسمت حاشيه
=========================================================
خوب يه بيوگرافي مختصر
به نام تنها پناه نیلوفرهای آشفته از مرداب سرنوشت..
اسم اينترنتيم شهرزاد ِمتولد 1368محل تولد آبادان.. ساکن آبادان يه خواهر دارم 12 سالشه با يه برادر 19 ساله
خوب دليله خاصي داره که اسم اصلي تونو نگفتين تو نت (من ميدونم اسم اصلیتو)
دليل خاص که نه اولا با اسم هيچکس وب نويسي مي کردم توي وبم داستان ميزاشتم فاطمه براي اولين بار بهم گفت شهرزاده قصه گو و اين اسم روم موند
شما دختر بزرگ خانواده اي درسته ...معمولا تو خونه ازت حساب ميبرن ؟
نه حساب مي برن تو خونه ما معني نداره اينجا همه با هم دوستن
شغل پدرتون ؟
فکر نکني از اون پولدارا هستيما
بابام پيمانکاره مادرم هم شاغله. خياطه لباساي عروس و مجلسي مي دوزه
(پولشم تو جيبه خودشه ديگه
)خودت علاقه داري ؟
نه اصلا" علاقه ندارم
از رشته و درس بگو
رشته ي تجربي هستم. امسال کنکور رتبم خوب نشد مي خام واسه ساله آينده بخونم
درسخون هستي يا نه ؟؟ تو روز چند ساعت درس ميخوني ؟
بستگي داره وقتي امتحان دارم زياد مي خونم. اما روزاي معمولي حداقل 7 ساعت واسه کنکور ..البته نه الان
شهرزاد دوست داشتني وب.. نظرت چيه ؟همه ميگن!!خودت فکر ميکني چطور تونستي تو دلشون جا باز کني
بچه ها لطف دارن ولي آخه من کجا دوست داشتني هستم
فکر کنم بخاطر اينه که همشون رو واقعا" دوست دارم...
چرا اينقدر با همايون کلکل داري؟؟
آخه اون يه حرف مي پرونه منم طاقت نميارم ساکت بشم جوابشو مي دم اونم باز جواب مي ده اين مي شه کلکل
خوب چرا شما فقط با هم کل دارين ؟
چون همه يه جورايي از همايون مي ترسن حتي يکي از بچه ها مي گفت زياد با همايون کل ننداز خطرناکه
فربد گفته من میدونم
ولي به نظر من همايون يه آدم با شخصيته
چرا اون موضوعشو از اول نگفتي بم؟؟
چون براش قسم خوردم که نگم
اونم بهم اعتماد کردمن خيلي چيزا از بچه هاي ديگه هم مي دونم ولي به خودم اجازه نمي دم به بقيه بگم
و تو واقعا نگفتي ولي فربد خبر داشت !!!
اون آخرش بود.. ديگه اصله کاري فهميده بود.. فربد بيچاره گيج شده بود
و حس کردم فکر اشتباهي راجبه من مي کنه...یسری از بچه ها يه فکر بد راجبه من مي کردن..فکر مي کردن حالا چون من با هما شوخي مي کنم....بله
ولي من هما رو مثل بابام مي دونم بخدا... انقدر بي جنبه نيستم که دوبار باهاش چت کردم عاشقش بشم
اينو ميدونستي.. همايون .اناهیتا رو 2 ماه گذاشته بود سرکار..با موبايل يه نفرخودشو جا تو زده بود
خدا خفش نکنه !!خيلي بيکاره
وقتي وب من رو هک کرد تو با اون بودي!!! درسته؟؟
من غلط کنم توي اين کاراي پليد و شيطاني دس داشته باشم
منظورم اينه که تو حمايتش کردي...مخصوصا تو دعوا
تو دعوا آره..چون ممد هوگن داش فوش مي داد
همايون هم کاري نکرده بود که
کاري نکرده بود!!!!!!هک کاره خوبيه ؟
واسه هک هم دليلي داشته..مطمئن باش
چه دليلي مگه رئيس بلوگفابوده
قبول داري تو همين مصاحبه هم داري ازش حمايت ميکني ببين من با هر کي مصاحبه کردم..کارشو تایید نکرد ...
حمايت نه
ببين ابوالی اون خيلي دوستتون داره... گفت کار ناپسندي بود شايد جلوتون رو نکنه...ولي هميشه مي گفت من خيلي حواسم بهشون هست
اخه به چه دليل حوامونو داره هک !!!
نه بابا کي گفته؟همايون يکم هک بلده همه رو آسي کرده
تو هي حمايتش کن
نه از لحاظ هک...من دستم بهش برسه کلشو مي کنم حمايت چيه
چرا ميخوان.. زود شوهرت بدن ؟؟؟
شوخي مي کننآخه دلتون مياد من شوور کنم از وب برم؟
نکنيا
نه
افرين

از بحثش ميايم بيرون...ولي بدون که تو خيلي طرفشي
خدايا شکرت!!! يه روز دليلشو بهت مي گم
چرا اينقدر با پگاه رابطت صميمي بود و الان بعد از پگاه .با تينادرسته
من اصلا" از طريق وب پگاه اومدم وب شما. بله درسته
پگاه يه دختر نجيب و واقعا" مهربون بود و يه دوسته خوب بعد از رفتنش يه مدت نيومدم وب
يادتونه که ولي وقتي با تينا صميمي شدم تينا ازم خاست بازم مثل قبل بيام وب دوستان
تينا هم اخلاقي شبيه پگاه داره مهربون...خوش برخود و صادق
سارادلبر؟
سارا هم جاي خواهر بزرگه منه...سارا خيلي فهميده هست...و يا رفيقه بامرام هر چي بگم کم گفتم
اهله غيبت هستي ؟
بعضي وقتا يکم
يه نفر اسمشو نميارم ميگفت شهرزاد پشته همه حرف ميزنه
من حرف همه رو مي شنوم ولي هيچوقت جز خوبيه ديگران پيش بقيه نگفتم
هر کس تا حالا شنيده که من بده يکي ديگه از بچه ها رو بگم بي رودرباستي بياد بگه
سما مسالش فرق میکنه
يکمم در مورد اين موضوع صحبت کن حرف حق معين .و پرخاشگريهاي انان !!
اولين بار خودم به معين گفت مگفتم معين نمي دونم يه جوريه رفتاره سما اونم قبول داشت حرفمو
شب قبل از اين ماجراها من با سارا جرقه حرف زدم
همه ي حرفايي که اونشب معين به ميثم زده بود رو من به سارا گفتم..گفتم اگر واقعا" فکر مي کني ميثم اين چيزا رو نمي دونه بهش بگو
اونم گفت باشه معين خاسته بحث ادامه پيدا نکنه..ولي خداييش حق با معين بود
نمي خاي بگي از معين حمايت مي کنم؟والا من مي گم فلاني خوبه مي گي داري طرفشو مي گيري
نه ..ولي مطمئنم هر کي ديگه اين مشکلو داشت تو اصلا خودتو دخالت نميدادي درسته !! مثلا امير ارين
امير آرين يا هر کس ديگه واسه من فرق نداره مي گم که.من شب قبلش به سارا همه چيزو گفته بودم
بگذريم. نظرت در مورد حرفا سياوش
توي کامنتا گفتم که هر حرفي آقا سياوش بزنن حرف تمومه بچه هاي وبه
نه به مذاقه خيلي ها هم خوش نيومد
بله... بايدم خوش نميومد... چون حقيقت هميشه تلخه
تو برترینهای سال تو فعالتر بودي يا اصغر ترقه.خدایی ؟؟؟
خدا وکيلي اصغر خيلي بهتر از منه.. من با پارتي بازي و رشوه اول شدم...فداي داداش اصغر مظلومم بشم
خوبه خودت اعتراف کردي
قبول..داري...حقش ظايع شد...مثلا تو اومدي جا تينا نظر دادي و تينا تو کانديداش اسمني از اصغر نبرده
آره...ولي خب قسمتش اين بود..ولی بخدا خود تينا گفته بود اول به خودت بعد به بقيه راي بده
خوب بقيه يعني کيا
يعني همه !!! نميشه خوب!! شايد اگه اصغرم ميرفت
پيشه تينا...تينا همون رو به اون ميگفت
نه داداش گل...تينا خودش اومد واسه من نظر گذاشت
اصغروووووو 
فدات شم من که قبول دارم تو از من بهتري
(بابا بیخیال اصغر که عقل نداره خر رو با ميمون اشتباه ميگيره
)
ابوال اينجور نگو
داماده وبمون اصغره
دلت مياد اينجوربگي
ولی من خودمم به اصغر گفتم اين مقام چيزي نيست که اصغر بخوای ناراحت بشی واسش
ولي شهرزادکسي بود که تو دخترها بي حرف و حديثي اول شد با شايستگي در کل 2
مقام از۵مقام ممکن مثل من
ببين ابوالفضل...بچه ها يکم زيادي هواي منو داشتن
بخدا خيليا از من بهتر تو وب هست من در مقابل بقيه هيچي نيستم
( اره مثلا حسن دو روز اومده بود نه داشت نه برداشت راي داد به تو

)
zire_gel_bereh_harchi_pesar: 
حسن پسر مهربوني بودحيف زود رفت
ميدوني اصغر تا اخرين لحظات اول بود ولي راي تينا و حسن کارو يکسره کرد 

قربونه دل شکستت بشم اصغر
اصغر خيلي گله باور کن
همون وقت که اون حرفا رو زد گفت خيلي دوسش دارم..گوره بابايه مقام..ولي خوب منم بودم ميسوختم
اصغر مهربونه...خيلي خوشم مياد وقتي جوش مياره بابا اصغر باديگارد
به نظرت ميتوني سال 86 هم مقام بياري ؟
فکر نکنم چون از همه مي خام به اصغر راي بدن حقه اونه نه من
( نوشدارو پس از مرگ سهراب
)
بي پرده و رک...دوس پسر داري ؟عاشق نشدي ؟
نه ندارم ....تا معني عشق رو نفهمم عاشق نمي شم
قبول داري همه دخترا اولش انکار ميکنن...ولي مرور زمان ثابت ميکنه عاشق شدن رو؟
تو همين مايه ها .عاشقي .دوست زيد
من نگفتم که هيچوقت عاشق نمي شم
مي گم هنوز عاشق نشدم دوست پسر و اين حرفا مسخره بازيه آدم بايد فکر آيندش باشه
نه يه روز با اين دوست باشه يه روز با اون
بخدامن حتي بفهمم دوستام دوست پسر دارن کم کم بي خيالشون مي شم
يعني گناه ميدوني ؟
ببين شايد با اين حرفم فکر کني تعصبي هستم ولي اينجور نيست
من تو باشگاه صد بار با پسرا بحثم شده.تو سر و کله ي هم مي کوبيم
نمي گم که با پسر نبايد حرف زدمي گم در حدي که حرمت دو طرف نگه داشته بشه
به دوستي سالم اعتقاد داري ؟
بعضيا پسرا خيلي بي ظرفيتن!!! دوستي با اونا اشتباهه
دخترا هم دست کمشون نيستن 
اما با پسراي با شخصيت مي شه دوستيه سالم داشت...منم الان با شما معين اصغر فربد و... دوستم
من جواب رو گرفتم .. خوشم اومد
دیدگاهت مثل خودمه
چادري يا مانتو؟
مانتو
نظرت در مورد طرح؟
مسخرس
چرا ؟
(نکنه شلوار ابچه حوضي ميپوشي
النگوهم بش وصل ميکنی
)
خيلي وقتا با مقنعه مي رم بيرون ولي دلم نمي خاد يکي بياد بهم ايراد بگيره توي خونه مي پوشم ولي بيرون اصلا"... نه ببين
تا حالا گير دادن تو خیابون بت؟
وقتي کسي به شما نگاه مي کنه اولين چيزي که معرف شخصيت شماست لباسه
خوب اگر بخان زورکي شخصيت سازي کنن واسه مردم به چه درد مي خوره.. مي شه مثل گرگي که لباسه بره پوشيده...پس همون بهتر با تيپ اصلي خودش کسي رو ببينيم
منم اعتقاد دارم ...مثل تو ....نبايد به کسي گير بدن .. بايد بزارن ملت ازاد باشن
ولي در کل ميدوني که خدا در کلام الا چي گفته....نبايد پوشش تو رو مرد نامحرم ببينه ..حتي يه تار مو
ما الان توي مملکتمون چيزي به نام رفراندوم نداريم
(رفراندوم چيه
)
مي گم که هر کس خودش بايد انتخاب کنه
رفراندوم چيزيه که با مردم ما غريبه ...به قول دکتر شريعتي
در عجبم از مردمي که خود زير شلاق ظلم و ستم زندگي مي کنند
و بر حسيني مي گريند که آزادانه زيست
بگذریم ابادان رو دوست داري؟
خيلي وطنم آبادانه کلا خوزستان رو يا فقط ابادان همه ي ايران رو دوست دارماما آبادان يه چيزه ديگس
چرا اباداني ها خودشون تافته جدا بافته ميدونن از خوزستان !! خيلي هاشون اينطورن
نه شايدولي من اينجور نيستم
خوب اون متکبراشون اينجورن نه ما ما اهواز که ميايم انقد با بچه ها اهواز زود صميمي مي شيم که نگو
اما از خرمشهريا زياد خوشمون نمياد
ميدوني سياوش خيلي تعصبيه به خوزستان
آره.. فدات شم داداش سياوش کاش خوزستان 20 تا آدم اصيل مثل شما داشت
خشگلي يا نه ؟؟؟ از 100 نمره چه نمره اي ميدي به خودت
خب فکر کنم 10
شکسته نفسي ميکني دختر ابادان باشي و خشکل نباشي
خيلي زشته کسي بياد بگه من خوشگلم من حتي اليزابت تيلور هم باشم نمي گم خوشگلم
چون خودپرستيه
اهله فيلم هندي هم هستي؟
نه بابا همش چاخانه
قبول داري همش لاف و خيالبافيه
آره
جدا نيستي
من الان تحت تاثير قرار گرفتم
به عمرم يه فيلم هندي رو قبول داشتم اونم شعله
اهله نمازي ؟
تا 14 سالگي نبودم...ولي الان مي خونم
نماز ظهرم خيلي وقتا قضا مي شه اما صبح و مغرب نه
( ايول مثل مني
با اين تفاوت من شب همه غذاهاشو ميخونم
يعني شب 17 رکعت ميخونم ميگم به ميمنت صبح و ظهر و عصر و شب و عشا وشام
)


ده بيا بابا تو بايد سر حوض کوثر آب بدي دستمون ديگه
به نظرت خصوصیتت شبیه کدوم شخصیت کارتونیه ؟
حبه ی انگور - زبل خان - واتو واتو - مسافر کوچولو - علی کوچولو این مرد کوچک - چوبین - مورچه خار - زیزی گولو آسی پاسی دراکوتا تا به تا - جودی آبوت - عمو جغد شاخ دار -
جودي آبوت
کدوم همون لنگ درزاه؟
نه بابااون که که همون قيمش بود من دختره هستم همون که يخ حوض مي شکست مس مي سابيد
ها یادوم اومد 
نظرت راجع به شهرام جزایری؟
يک کلمه خيلي مرده
(يه چيز بگم بابا بزرگ همايون کله پزي داشت قديما اين ميرفت پيشش غذا ميخورد
)
نوري زاده چي؟ اون نمي رفته پيشش؟ يا پرويز قاضي سعيد
نه اون کلاس بالا بود

شهرزاد وقتي مياد وب تموم نوشته ها ميخونه ؟؟؟ اپ رو ؟
حوصله داشته باشه آره ..اما اگر حوصله نداشته باشم ديس مي شم يه وقت ديگه ميام مي خونم
پس خيلي وقتا نميخوني درسته چون من ديدم مياي نظر ميدي.. فقط احوالپرسيه
بخدا مي خونم مخصوصا" اگر آپ خودت باشه
اخه کسي از اپاي من نميگذره
فقط مي خندم خيلي قشنگ مي نويسي
استعدادت توي خندوندن عاليه
( اره پيشنهاد نويسندگي داده بودن قبلا قبول نکردوم
حقوقش کم بود
)
بعد مي گن آبادانيا لافن
در يه کلام مختصر قبلش اينو بگم
تو از معدود اباداني ها هستي که نديدم لاف يا فيس بياي
zire_gel_bereh_harchi_pesar: 
ايران: همه ي هستي
مادر:عشق
روز قيامت:خدا رحممون کنه
نقاشي:آرامش
سياست:خوبه
دريا:عظمت
معين مددي:خيلي صبوره
سياوش": آقاست....خيلي با فهمه
اصغر ترقه:هيجان
فربد:مودب
مجيد لشلي:وووووي مجيد که نهايت خندس..پسره خوبيه
رضا اباداني .صادره شاهين شر:باوقار
همايوووووون !!!:مرموزه
امير ارين:عاشق
ممد هوگن: باحال
علي دل شکسته:مهربون
مرحوم حسن عزرائيل:حرف گوش کن
امير رضا: فاسددختر کش
داش عباس : مرد کار
تینا:زندگيم عشقم
سارادلبر:خانوم...باوقار
انشرلي (اينم داره خدا بيامرز ميشه
نیستش اخه ):فداش بشم گله آنشرلي
خانمي:خانومي هم خيلي متينه
باران:اواز بارون مياد؟
پگاه ملوسک: ناناس
اذين:من ياد همسترش مي اوفتم دختره خوبيه
شقایق : ژیگول نانازی
بهار : دختر ماهیه
کدخدا:بامزه ترين عضو وب
خودمم ميدونستم
اين بار لاف زدم که بهت ثابت بشه آبادانيم
حرف پايانيت ؟؟
به حق ساقی ِ کوثر وجودت بی بلا باشد
سر و دستت علی گیرد نگه دارت خدا باشد
با همه تلخي و شيريني خود مي گذرد
عشق ها ميميرند
رنگها رنگ دگر ميگيرند
و فقط خاطره هاست
كه چه تلخ و شيرين دست نخورده به جاي مي مانند
دستت طلا عالي بود///براتون ارزوی موفقیت میکنیم
خدانگهدارتون
========================================
ولی جالبیش اینجاست که این ارمان رو من تابحال نه اسمشو شنیدم نه رفیقی به این نام داشتم !!
ونکته دیگه وقتی ای دی یاهومو باز کردم دیدم یه اف اومده برام از طرفه hackherfeii که برام پسوورده وب رو گذاشته !!!!فکر کنم کاره خوه نامردشه
..یه بار هم منو بمب کرده
.ولی بازخدا پدر و مادرشو بیامرزه که پسوورده وب رو برام گذاشت وگرنه کی حال داشت دوباره تو وب جدید بیوگرافی بنویسه
.ناکس رمزو عوضشم کرده ...منم عوضش کردم
خدا بيامرز اون دنيا هم اميدش رو از دست نمي ده....هميشه مي خواست جو رو مساعد نشون بده ....اوج كاراش و فعاليتاش بعد از جریانات مهمونی مجلل دیشب با داداشه ایمان مبعلی شروع شد .طوری که ساعته ۴.۴۶دقیقه پس از نیمه شب خوابید
من صبح رفتم دزفول واسه کار دانشگاه ابجیم تا بعدازظهر نميتونستم به هيچ عنوان موبايلم رو جواب بدم. خلاصه از جايي كه بودم بيرون اومد و تا برسمخونه فامیلمون يادم رفته بود موبايلم رو روشن كنم.
خلاصه رسيدم خونه تو اتاق يه دفعه ديدم تلفن زنگ خود، يه شماره عجيب و غريب افتاده بود.. گوشي رو برداشتم ديدم يكي با صداي شديداً پر از دلهره و ترس گفت ابوالی خودتي؟ ديدم
...z از کویت زنگ زده. خلاصه گفتش كه اين طوري شده، تو صفحه اصلي وب همچين چيزي نوشتن. اصلا شوكه شدم.پشت بندش سیاوش زنگ زد بم
..گفت که جریان از این قراره منم گفتم سیاجون دستم به شرتت ببخشید دامنت
سريع برو تو وب بگو تا چند نفر سکته نکردن تا من برگردم اهواز ..تو که میدونی چقد عاشق و دل شکسته داریم: 

..
از تهران، مشهد،دبی .اصفهان و کویت باهام تماس گرفتند. يك سري زماني كه موبايل خاموش بوده برام پيغام گذاشتند، با چند نفر هم طي دقايق پيش صحبت كردم.خدایی ایندفعه اگه راس راسی بمیرم جرج دبلیو بوش هم میزنگه !!
ضمن اينكه اين وسط به نكته جالبي رسيدم. پيغام ...مستر ظ همون ارژنگ خودمون منحصر به فرد بود!
(((ابوالی جان سلام، ارژنگ هستم. يك زنگ حتماً به من بزن. مي خواستم ببينم اين خبري كه روي سايتت گذشتن درسته يا نه!!!!! تو سايت نوشتن كه تو .... (سكوت) .... (خنده) به ملكوت رفتي (خنده) ... حالا شماره ام رو كه داري! اگر نمردي يه زنگ بزن!!!!!!)))
مستر آخرشي
امشب خيلي مريض احوالم....ساعته ۶اصغر زنگ زد گفت يه خبر وحشتناك...ابوالی مرد!!!!
اولا كه اصغر جان اگر خبر فوتي...يا تصادفي چيزي ماي خواي بدي يه مقدار مقدمه چيني كن...قلب ما ضعيفيه..ديدي خودمون هم به درك واصل شديم....حالا اگرم راست راسي مرده بودم ...اشكالي نداشت ما به درك واصل مي شديم ولي خدا وكيلي حالا كه خدا رو شكر اتفاقي نيفتاده جواب بچه هاي ما رو كي مي داد!!!
دوما هم اينكه با اون حال مريضم وقتي خبر رو شنيدم كلي خنديدم....گفتم بابا تاابوالی هممون رو تو گور نكنه ول كن معامله نيست...
.ابوالفضل اصولا زندگيش رو برنامست....از الان تا سال 2020 برنامه هاش مشخصه....يه دفعه ديدي گفتن آناليزور و دستيار سرمربي تيم ملي واترپلو زنان امريكا
ابوال قطبي!!!! به استقلال پيوست!!!
شك ندارم عزرائيل ( خيلي چاكريم
) حالا حالا سراغ داش ابول نمياد چون با خدا سر حمل و نقل روح ابوالی به توافق نرسيده!!!
امیر ارین هم زنگ زد گفت که ابوالی زنده ای ؟
گفتم اره منتها از توقبر دارم بات حرف میزنم
..گفت این فربد هم کاره خودشو کرد ...گفتم اره دیگه ....یه چیزی گفت شاخ در اوردم !! گفت که امروز ساعته ۱۲ ظهر با ای دی تو اومدی بالا
..گفتم نه بخدا من امروز تا غروب دزفول بودم ...
بازم یه تشکر ویژه دارم از سیاوش جان که به موقع رسید و اطلاع رسوند ...
ولی خوب از این ادمها پیدا میشه ..من ازش ممنونم که پس وب رو بم داده ...
(میترسم یه روز اگه راس راسی مردم اونوقت چکار میکنید !!!)
تا یادم نرفته چیزی که برام جالب بود
عزادارای بچه ها بود واقعا یه شور امام حسینی گرفته بودشون
..فقط من خندم میگیره به این نظر خودتون بخونید
نویسنده: شیوا
سه شنبه 13 شهريور1386 ساعت: 13:21http://www.shiva-shafi.blogfa.com/
سلام من هم به نوبه خودم این مصیبت بزرگ روبه خوانواده این عزیز تسلیت عرض میکنم خدا بهشت نصیبش کنه
خوشحال میشم بهم سر بزنی





وولک اخه من چطور بهت سر بزنم.من که مردم
.از توگور انلاین میشم میام بهت سر میزنم 
!!
==================================
بازم از همگی من معذرت میخوام بابته این مشکل ......من خیلی از دروغهای اینطوری بدم میاد ...و واقعا نمیدونم باید چی بگم .بهرحال به خیر گذشت .وب هم هک نشده الحمدالا
فعلا !!!
